محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6061

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« و وابستگان و فرزندان آزادگان « سعايت ميكرد ، از آن غافل بود . « وى را در بيابانهاى هراسانگيز افكند « در كنار بحرين تا زبونش كند . » در اين سال عيد قربان مسلمانان و شعانين نصارى و عيد فطر يهود به يك روز شد . در اين سال ، سالار حج عبد الصمد بن موسى بود . ( 212 آنگاه سال دويست و چهل و پنجم درآمد . سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و چهل و پنجم بود در اين سال متوكل دستور داد ما حوزه را بنيان كنند و آن را جعفرى نام كرد . در آنجا سرداران و ياران خويش را تيول داد و در بنيان آن بكوشيد ، در محمديه جاى گرفت كه بنيان جعفرى را به سر برد . بگفت تا قصر المختار و البديع را ويران كنند و چوب ساج آن را به جعفرى ببرند . چنان كه گفته‌اند بيشتر از دو هزار هزار دينار بر آن خرج كرد و قاريان را آنجا فراهم آورد كه قرآن خواندند ، عملهء طرب [ 1 ] نيز حضور يافتند و يك هزار هزار درم به آنها بخشيد . وى و خواص يارانش آنجا را متوكليه مىناميدند . در آنجا قصرى ساخت و آن را لؤلوه نام كرد كه مانند آن به بلندى ديده نشده بود . بگفت تا نهرى بكنند و سر آن را پنج فرسنگ بالاى ما حوزه آغاز كنند در محلى به نام كرمى كه از دهانهء شهر تا ما حوزه اطراف را مشروب كند . بگفت تا جبلتا و خصاصه بالا و پايين و كرمى را بگيرند و مردم آنجا را به فروش منزلهايشان وادار كنند ، كه به اين كار مجبورشان كردند تا زمين و منزلهاى همهء اين دهكده ها از آن وى باشد و از آنجا برونشان كند . براى خرج نهر دويست هزار دينار معين كرد و در ذى - حجه سال دويست و چهل و پنجم كار مخارج را به دليل پسر يعقوب نصرانى ، دبير بغا ،

--> [ 1 ] تعبير متن : اصحاب الملاهى